Thursday، July 9، 2009

تظاهرات گسترده و خشونت بار در محلات مختلف تهران و فریادهای مرگ بر خامنه ای مردم معترض و چند ویدئو از تظاهراتهای امروز

info@TuranNews.com

گروه هشت خشونت های مرگبار بعد از انتخاباتِ ايران را تأسف بار خواند


رهبران گروه هشت در نشست خود در ايتاليا خشونت های مرگبار بعد از انتخاباتِ ايران را بسيار تأسف بار خواندند و بازداشت روزنامه نگاران را نيز عملی غیر قابل قبول توصيف نمودند. مقامات آمریکا می گویند شامگاه چهارشنبه رهبران گروه ٨ بیانیه ای محکم و پراهميتی را در مورد ایران صادر کردند.مقامات می گویند رهبران کشورهای صنعتی بتدريج صبر و شکیبایی خود را به دليل امتناع جمهوری اسلامی ايران از اجابت تعهدات بین المللی خود برای رها کردن برنامه مشکوک تسليحات اتمی، از دست ميدهند.رهبران گروه ٨ اِعمال تحریمهای جدیدی را در روز چهارشنبه مطرح نساختند. نيکلا سارکوزی رییس جمهوری فرانسه گفت هشت کشور به اتفاق توافق کرده اند تا يکبار ديگر به مذاکرات با ايران تا ماه سپتامبر که نشست عمده ديگری برگزار ميشود، فرصت راهگشايی بدهند.
گروه ٨ همچنین از جمهوری اسلامی ايران خواسته است که به کارکنان سفارت خانه ها در ايران اجازه کار بدون مانع تراشی بدهد و بيانيه انکار هولوکاستِ محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده است. بیانیه گروه ٨ همچنين برنامه تسليحات اتمی و آزمايشهای موشکی کره شمالی را محکوم کرد. رهبران همچنين پشتیبانی خود را از مبارزات پاکستان عليه تروریسم اعلام کردند. مقامات ایالات متحده در اجلاس همچنین اعلام کردند باراک اوباما رئيس جمهوری آمريکا يک نشست امنیت هسته ای را در ماه مارس، میزبانی خواهد کرد. مقامات ميگويند که پرزيدنت اوباما نمیخواهد منتظر شود تا يک عمل تروریسم هسته ای اتفاق بيفتد تا که به ايمن سازی اين مواد خطرناک و شکستن بازار سیاه مرتبط با آن، مبادرت کند. در رويدادی ديگر در روز چهارشنبه رهبران گروه ٨ هدف کاهش عمیق در انتشار گازهای گلخانه ای را که عموماً مسؤل گرمايش زمين توصيف ميشود، اعلام کردند.
در ارتباط با مسائل اقتصادی رهبران کشورهای صنعتی تعهد خود را برای حمایت از رشد مالی و مخالفت خود را با موانع تجاری، مورد تأکيد قرار دادند. اهمّ مسائل دیگری که انتظار می رود در اين اجلاس مطرح شوند عبارتند از مسأله گرسنگی در جهان، کمک به کشورهای در حال توسعه، بحران سیاسی در هندوراس، و خشونت های قومی در منطقه سینکیانگ در چین. قرار است رهبران گروه ٨ در روز پنجشنبه با همتایان خود از کشورهای در حال توسعه، ديدار کنند.BBC
info@TuranNews.com

ممانعت از حضور مردم در مراسم سالانه قلعه بابک

ساوالان سسی : نهادهای امنیتی و انتظامی ایران در آستانه مراسم قلعه بابک اعلام کردند که حضور افراد در روزهای ۱۱ و ۱۲ تیر در قلعه بابک و منطقه کلیبر ممنوع است.بر اساس اطلاعیه ای که توسط خبرگزاریهای دولتی ایران انتشار یافته٬ معاونت اجتماعي و فرهنگي نيروي انتظامي آذربايجان شرقي تردد در منطقه کلیبر در روزهای ۱۱ و ۱۲ تیر را ممنوع اعلام کرده است.علت این ممنوعیت برگزاری مانور نظامی لشگرعاشورای سپاه پاسداران ایران در این منطقه تاریخی عنوان شده است.همچنین سپاه پاسداران ایران با پخش بیانیه ای در شهرهای اهر و کلیبر از مردم خواسته است تا از رفتن به قلعه بابک در این روزها به دلیل برگزاری مانور نظامی خودداری کنند.آذربایجانیها هرساله در سالروز تولد بابک خرمدین (قهرمان ملی آذربایجان) در ۱۱ و ۱۲ تیر در قلعه بذ (قلعه بابک ) واقع در منطقه کلیبر در شمال غربی ایران گرد هم می آیند و با اجرای مراسمات فرهنگی یاد و خاطره قهرمان خود را پاس می دارند اما حکومت ایران از سال ۸۴ مانع از برگزاری این مراسمات فرهنگی می شود و یک هفته پیش از برگزاری این مراسم تمامی راههای دسترسی به این مکان تاریخی را مسدود می کند در اطراف این قلعه تاریخی اقدام به برگزاری مانورهای نظامی می کند.
info@TuranNews.com

مقر دائمی مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان در باکو خواهد بود

به گزارش سرویس خبری ترند نیوز از باکو مقر دائمی مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان در باکو خواهد بود.صفا میرزه یف مدیر بخش برنامه ریزی پارلمان آذربایجان روز سه شنبه گفت: الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان با مسئله استقرار مقر دائمی مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان در باکو موافقت کرده است.گزارش خبرگزاری "ترند نیوز": سال گذشته در نشست رؤسای پارلمانهای کشورهای ترک زبان در استامبول در مورد تاسیس مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان تصمیم گرفته شده است. در این نشست رؤسای پارلمانهای کشورهای آذربایجان، قزاقستان قرقیزستان و ترکیه شرکت کرده اند.تا اواخر سال جاری برگزاری نشست مجمع پارلمانی کشورهای ترک زبان در باکو در نظر گرفته میشود.صفا میرزه یف افزود: تمامی چهار کشور عضو مجمع با پیشنهاد استقرار مقر آن در باکو موافقت کرده اند. در نشست آتی مجمع در باکو برخی از مسائل مهم مورد مذاکره قرار خواهد گرفت. هم اکنون نظام نامه مجمع در حال تهیه است و تصویب آن در نشست آتی در نظر گرفته میشود.
info@TuranNews.com

باز هم اعتراف می کنم، هوشنگ اسدی

نيمه های شب بود. از پله های بلند بی پايان "بالا" می رفتيم. "برادر بازجو" جلو می رفت و من کشان کشان دنبالش. در پاگردی ايستادم. ديگر توان رفتن بر پاهای خونين نداشتم. "برادر بازجو" هم ايستاد. او را که نمی ديدم. در روزهای بازجويی که حالا از يک ماه گذشته بود، ياد گرفته بودم از صدای دمپايی اش بفهمم کی می آيد، چه زمانی می رود، چه موقعی می ايستد. حتی می فهميدم خشمگين است و دارد می بردم "پايين" و يا سرحال است و می رويم "بالا". "پايين" اسم مستعار سلول دو در شکنجه بود که "زير هشت بند ۲" کميته مشترک قرار داشت و "بالا" نام اتاقی که "اعترافات داوطلبانه پائين" را می نوشتيم. "برادربازجو" که صدای دمپايی اش می گفت: "ايستاد..." برای بار چندم تکرار کرد: ـ دلم نمی خواد برگرديم پايين.... فهميدی... آن موقع عاشق آيت اله منتظری بود و راست يا دروغ می گفت دانشجوی علم و صنعت است. بعدا شد معاون وزارت اطلاعات و سفير جمهوری اسلامی... سرم را تکان دادم. خوب فهميده بودم. خيلی خوب. بيشتر از يک ماه بود که داشتم می فهميدم. ـ راه بيفت قهرمان.... اين را هميشه به مسخره می گفت. راه افتاديم. اين "بالا" با هميشه فرق داشت. چقدر طولانی بود. سرانجام رسيديم. حس می کردم سالن بزرگی است. "برادر بازجو" آستين لباسم را گرفت و مرا روی يک صندلی نشاند. نگهبان ها چوب دست ما می دادند و بازجوها آستين لباسمان را می گرفتند که با ما تماس پيدا نکنند و نجس نشوند. صدای دمپايی دور شد. از جايی زمزمه ای می شنيدم. سرم را کمی بالا آوردم. با ابرو، چشم بندم را تاجايی که می شد بالا زدم. سالن بزرگی بود. عينک که نداشتم. چشم بندهم که بود، بيشتر نمی ديدم. صدای دمپايی آمد. آستينم را گرفت و کشاند. از دو سه پله که موکت پوش بود بالا رفتيم. چند تا صندلی سياه را می ديدم. " برادر بازجو" روی يکی نشاندم. ـ چشم بندت را بردار... برداشتم. ـ عينکت را بزن. بر نگرد. عينک را زدم. اتاق روشن شد. برنگشتم. روی سکويی بودم به ارتفاع سه پله از زمين. جلويم ميز چوبی. روبرويم دوربين های تلويزيونی و کنارش چند نفر با شلوارهای سپاه پاسداران و صورت های بسته. عين کوکلس کلان ها. صدای "برادر بازجو" را از پشت سرم شنيدم: ـ دستم را که بلند کردم، شروع کن. عين همان ها که بالاخره "اعتراف کردی".... سرش را آورد نزديک گوشم: - و گرنه می رويم "پايين".. صدای دمپايی دور شد. نقاب پوش لاغر اندامی را ديدم که از پله ها پايين رفت و به جمع پيوست. چند کلمه ای با هم رد و بدل کردند. دستی بلند شد؛ چراغ ها روشن و دوربين ها راه افتاد. خودم را توی مونيتور کنار دستم می ديدم. برای اولين بار بعد از سی و چند روز. ريشم انبوه شده بود و به خرمايی می زد. هنوز تا سفيد شدن راه داشت. دستی به ريشم کشيدم. بعدا فهميدم که در نسخه آزمايشی اعتراف که کاربردش درونی است کاری به سرو وضع "اعتراف" کننده ندارند. برادر باز جو دوباره دستش را بلند کرد. شروع کردم: ـ بسم الله... داوطلبانه.... اعتراف... جاسوسی... خيانت... و ناگهان گريه ای سخت مرا در هم شکست. چراغ ها خاموش شد. چند نفر بالا دويدند و مرا کشان کشان "پايين" بردند. اينها همه در زمستان ١٣٦١ بود. درآغاز دهه وحشت بزرگ. دستور روز، سرکوب احزاب و گروهها بود. "اعتراف گيری" از آيت اله شريعتمداری شروع شده بود. مرجع عاليقدر شيعيان جهان به شراکت درکودتائی "اعتراف" کرده بود که به خواست "دشمن" قراربود "نظام مقدس جمهوری اسلامی" رابراندازی کند. دشمن هم آمريکا بود و انگليس و اسرائيل و اتحاد شوروی که هنوز بود. حالا نوبت ما بود. فقط من نبودم که "اعتراف" کردم. رفقايم را زير شکنجه وادار به اعتراف کردند. از پيرمردهای بالای ٧٥ سال گرفته تاجوان هايی که تازه از خانه های تيمی آمده بودند. نميه شب تابستانی ١٣٨٨- درست ٢٧ سال بعد- و اين بار در سال های پايانی دهه هشتاد، با صدای گريه همسرم از خوب آشفته می پرم. آن روزهای هولناک را ديده است که مرا بردند و ياران و همراهان ما را و حالا خبر رسيده که سحر خيز را برده اند. پيشتر حجاريان را برده بودند، بنی يعقوب را، مازياربهاری را و... حالا بند ها پر است ازسبزها. مدتهاست شکنجه ها شروع شده است. آن وقت ها خبری درز نمی کرد. جهان ديگری بود. حالا خبرها می رسد. ٢٧ سال آنچه بر بهترين فرزندان ايران رفت، راهی به آفتاب نداشت. سال ها گذشت و تيغ مرگ درتابستان ١٣٦٧ بر انبوهی گذشت تا پرتوی بر سياهچال ها و گورهای جمعی افتاد. حالا خبرها درز می کند. روشن است که همان سيستم دهه شصت- بيرحمی توامان طالبان شيعی و روسی- بکار افتاده است. آن موقع برادر حسن و حسين کارآموز بازجوئی بودند، حالا حتما سر بازجويند. آن موقع بازجوها در کميته مشترک بچه های "سپاه" بودند وبيشتر دانشجو. حالا يک مشت لات و لوتند. اوباش از بالا تا پائين "نظام مقدس" را قبضه کرده اند. ميهمان آقايان لات ها هم فرزندان "نظام"، سازندگان و موسسين آنند. داستان همه انقلاب ها تکرار شده است. لات های بی ريشه دارند کلک سابقه دارها را می کنند. شيوه اما همان است. زندانی بايد " اعتراف" کند. جرايم او، انديشه هايش، دانسته وحتی نادانسته هايش راهم برادر حسين وحسن نوشته اند و يا دارند می نويسند. آنها فقط بايد "اعتراف" کنند و می کنند. شکنجه ها مدرن شده است. دستگاههای مدرن از روسيه و آلمان رسيده است. شلاق نمی زنند که جايش چرک کند و برای هميشه روی بدن بماند. لات و لوت ها به دختران وپسران بی مهابا تجاوز می کنند. فقط تجاوز می کنند. نشان می دهند که کار"نظام" به کجا رسيده است. افراد نامداررا شکنجه سفيد می دهند تا پيش بينی های برادر حسين را مهر تائيد بزنند. هدف"بريدن سر جنبش" مدنی ايران است که حالا رنگ سبز دارد. بعداز " اعتراف" نوبت تلويزيون و محاکمه است. خاموش کردن سران برای پراکنده ساختن بدنه. تجربه روسی و طالبان ايرانی.آميزش اسلام ناب محمدی و مارکسيسم قلابی و همه برای حفاظت از مافياهای روسيه و ايران. همسرم هنوز می گريد. می گويد : - شما را می ديدم که از بند آويزانتان کرده اند. يکی يکی می آئيد و به من که می رسيد، سربر می گردانيد. حفره چشم هايتان خالی است، دهان خونين تان به فريادی گشوده مانده است... ومن زندانيان امروز را می بينم. همکاران ديده و ناديده. محمد قوچانی که درشمار يکی از دو روزنامه نويس بر آمده از سالهای اخير است؛و او را هرگز نديده ام. ژيلا بنی يعقوب که يک باراو را ديده ام و شجاعتش راهميشه ستايش کرده ام. و ديگران را. ديگری را. اراذل کيهان دشنام شان می دهند. و چاقوکشان لابد برايشان اسلام را تعريف می کنند و به نمايندگی از جانب خداوند شلاق شان می زنند... آنهارا هم بعد از"شکنجه" شديد جسمی" از پله ها"بالا" خواهند برد. در مقابل دوربين خواهند نشست و "خواست های آنها" را "اعتراف" خواهندکرد. اشکم می ريزد و قلب مريضم سخت می زند. همه"کميته های مشترک" در هم می آميزند. ماموران امنيتی، می خواهند شناسنامه ايرانی داشته باشند، ياروسی باشندو يا هر کوفت ديگری، دست در دست هم می دهند و حلقه شومی را می سازند. آنان زندگی انسانی را به گند حاکمانی می آلايند که بقايشان از راهروهای بويناک شکنجه و اعتراف می گذرد و مشروعيت وحقانيت شان را بايد کسانی در " بالا" اعتراف کنند که در "پائين" آنها را "تحت فشارهای روحی ـ روانی وشکنجه های شديد جسمی قرار" داده اند. صدای"برادر بازجو" بعد از ربع قرن در گوشم می پيچد. اول وضو می ساخت. اين را به من می گفت و می رفت و با حکمی شرعی می آمد که نام "شکنجه " را به "تعزير" ديگر می کرد و کابل را "تقدس" می بخشيد. مرابصورت روی تخت سيمی می خواباند. دست و پايم رامحکم می بست و بعد از فريادش می فهميدم که شلاق فرو خواهد آمد: - يا فاطمه زهرا... و نام دخت پيامبر اسلام با هر شلاقی تکرار می شد و درهم گره می خوردو يکی می شد. نيمه شب بهاری در گريه و اندوه به صبح پيوند خورده است.هنوز کف پايم زق زق می کند و قلبم تند می زند. اين منم که باز دارم اعتراف می کنم. قوچانی شده ام و سحر خيز و بنی يعقوب. من آزادی که به دروغين بودن خودم اعتراف می کنم. ياوه می بافم. می گويم صبح آمده است و بر سرزمين من طلا باريده است. مردمان همه خوشبختند. من دشمن مردمم. دين وايمان ندارم. فاسق و فاجرم. بگذاريد بروم و دست، نه پای "اقا" راببوسم. اما دمی که "برادر بازجو" می رود تا چلوکباب با پياز بخورد ومژده شکستن انسانی ديگر را به اربابش بدهد، روی پاهای خونينم می ايستم. در راهروهای همه "کميته مشترک"ها و بند ٢۰٩ های دنيا می دوم وفرياد می زنم : - آی بازجوها نمی توانيد جلوی آمدن بهار را بگيريد. ما روزی همه شکنجه گاهها را ويران می کنيم و شما ماموران امنيتی را محکوم می کنيم که بر خرابه های شکنجه گاه ها بذر عشق بپاشيد.
info@TuranNews.com

اخباری که از منابع اویغور در آنکارا دریافت شده گفته می شود که شعله های قیام حق طلبانه ملت تورک اویغور، در سراسر تورکستان شرقی در حال زبانه کشیدن است.

info@TuranNews.com

بیانیه جمعی از تورکهای آذربایجان جنوبی و تورکمنستان جنوبی مقیم ترکیه در خصوص فجایع دلخراش تورکستان شرقی

info@TuranNews.com

بیانیه تشکل آرمان در رابطه با بازداشت فعالین مدنی آذربایجان وسایر حوادث اخیر

کشور در دو ماه اخیر آبستن حوادثی بود که بی‌شک در دراز مدت بر سرنوشت کشور بی تاثیر نخواهد بود و همچون ورقی جدید بر تاریخ کشور نقش خواهد بست. روز اول خرداد مصادف با سالگرد اعتراضات گسترده آذربایجانیان علیه تحقیر قومی ،چندین تن از جوانان هویت خواه آذربایجان در راهپیمائی همگانی پارک "ائل گؤلو" که فقط خواستار اجرایی شدن اصل ۱۵ قانون اساسی بودند، دستگیر شدند که تداوم این بازداشت برای عده‌ای همچون مهندس علیرضا فرشی فعال مدنی آذربایجان همچنان ادامه دارد. مهندس فرشی که فرزند شهید می‌باشد به عنوان یک استاد دانشگاه همواره بر خواستهای مدنی آذربایجانیان تاکید داشته است . همسر وی خانم سیما دیدار، روزنامه نگار تبریزی نیز در اواخر خردادماه که برای ملاقات همسر خود به زندان تبریز مراجعه کرده بود دستگیر شده است و حبس این زوج جوان تاکنون ادامه داشته است .

متاسفانه فعالین هویت خواه آذربایجان در سالهای اخیر همواره متحمل فشارهای سنگینی بوده‌اند که این تضییقها، لطمات جبران ناپذیزی بر پیکره جامعه روشنفکری آذربایجان وارد نموده است و تمام سیاستهای وارده در راستای جریانهای هویت خواه به جای بسط و توسعه همه‌جانبه اقوام که لازمه توسعه کشور نیز می‌باشد بر پایه تحدید و فشار بوده است و هر چه در سالهای اخیر فشار بر فعالین اقوام افزایش یافته، راههای عملی جهت حل معضلات اقوام کمتر و کمتر دیده شده است.
امروز بیش از یک ماه از بازداشت مهندس علیرضا فرشی،عضو هیات علمی دانشگاه آزاد جلفا، و همسرشان سیما دیدار، روزنامه نگار و وبلاگ نویس می گذرد، در حالی که هیچ خبری از وضعیت ایشان در دست نیست و مراکز امنیتی هنوز هیچ اتهامی را که دلیل بازداشت ایشان باشد را ارایه نکرده اند که باعث نگرانی عمیق خانواده و جامعه روشنفکری آذربایجان شده است.
اما از دیگر مسائل مهم کشور در دو ماه اخیر دهمین انتخابات ریاست جمهوری بوده است. انتخابات ریاست جمهوری در این دوره بنابه دلایل متعدد حساسیتهای بیشتری داشته و سرانجام با اعلام وزارت کشور و تایید شورای نگهبان محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور برای چهار سال آینده برگزیده شد.
اما نکات مهمی در این رابطه مطرح می‌باشد که در ذیل به آن اشاره می‌کنیم :
رئیس جمهور منتخب بودن صرفا با تایید شورای نگهبان و وزارت کشور به دست نمی‌آید و انتخاباتی که به غیر از کاندیدای غالب سایر کاندیداها یا به کل قبول نداشته باشند و یا انتقادات جدی بر آن داشته باشند نمی‌تواند به عنوان یک پیروزی در راستای مردم سالاری تلقی شود . بنابراین لازم می‌دانیم که رئیس جمهور و ارگانهای نظارتی بحران پیش آمده را به نوعی حل کرده و با راه حل مورد نظر خود تمامی کاندیداها و هم سایر معترضین را راضی سازند چرا که در غیر اینصورت در دراز مدت مشکلات عدیده‌ای در زمینه اداره‌ی کشور و تعامل با دول خارجی و همچنین در دراز مدت معضلاتی جدی در برگزاری انتخابات خواهیم داشت.
نکته دیگر مربوط به اعتراضات اخیر و پیامد آن برخورد خشونت آمیز با مردم است. اعتراضات به عنوان منافذ و مجاری اعلام نظر و اعتراض مردم نسبت به حکومت تلقی می‌شود و نوع برخورد حاکمیت با این مسئله به عنوان یکی از مهمترین معیارهای انعطاف حاکمیت با مردم می‌باشد .
اگر مردم از نظارت بر عملکرد قدرت حاکم محروم شده و همه راه های اعتراض به کارگزاران حکومت به روی آنان بسته شود،بی شک حاکمیت به سوی استبداد خواهد گروید. برهمین اساس است که قانونگذاران در حین تصویب قانون اساسی این مهم را اعمال کرده اند و چنانکه در اصل 27 قانون اساسی آمده است : تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.
با توجه به اینچنین اشاره شفافی در متن قانون اساسی عجیب است که در روزهای اخیر وزارت کشور با انتشار بیانیه‌های پیاپی و اعلام عدم صدور مجوز به تجمعات مردمی، تجمع کنندگان را به برخورد جدی تهدید کرد و در ادامه نیز همچون اعتراضات گذشته، از جمله اعتراضات گسترده خرداد 85 مردم آذربایجان، عوامل خود سر با رفتار خشونت آمیز موجبات کشته و زخمی شدن صدها نفر را فراهم ساختند. علی رغم اینکه نیروهای انتظامی و سایر نیروهای امنیتی که وظیفه حفظ جان و مال مردم را دارند در صحنه اعتراضات حضور داشتند، آیا لازم نبود که در همان موقع با متجاوزین برخورد می‌کردند که دستان آلوده به خون مردم بارها و بارها اجازه جسارت به جان انسانها و ورود به حریم انسانها را به خود ندهند؟ یا باز همچون گذشته علیرغم قول پیگیری با گذر زمان این عوامل به بوته فراموشی سپرده خواهند شد و در آینده نیز شاهد اینچنین خودسریهایی خواهیم بود؟
تشکل آرمان ضمن ابراز نگرانی نسبت به ادامه بازداشت فعالین مدنی آذربایجان خواستار آزادی ایشان و همچنین حل و فصل بحران موجود در کشور با توجه به حصول رضایت تمام طرفهای درگیر می باشد.
تشکل آرمان دانشجو
info@TuranNews.com

يك يا دو سال ديگر اثري از ستون‌هاي چوبي سقف مسجد كبود نمي‌ماند

ارک قالاسی - سقف مسجد كبود از بيرون ايزوگام شده ولي پوشش چوبي آن از داخل پوسيده و در شرف فروريختن است و بعيد به‌نظر مي‌رسد ظرف يك يا دو سال ديگر اثري از ستون‌هاي چوبي سقف مسجد باقي بماند.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ مسئول سابق مرمت مسجد كبود با اشاره به اينكه اوضاع مسجد كبود وخيم‌تر از گذشته است، گفت:« هر روز وضعيت مسجد خراب‌تر مي‌شود و كسي هم به فكر نيست چنانكه ستون‌هاي چوبي سقف مسجد درحال فروريختن است و كارگاه مرمتي مسجد نيز تعطيل است. لذا بعيد مي دانم تا يكي دو سال ديگر اثري از ستونهاي چوبي سقف مسجد باقي بماند.»

ليلا حاجوي با تاكيد براينكه مسئولان ميراث استان اهميتي به مسجد كبود نمي‌دهند، افزود:« در محوطه مسجد كبود روي پايه ساخت و ساز شده است چنانكه در قسمتي از محوطه كه مهمترين آثار هم در آنجا واقع است، تنها يك كوچه دو متري براي عبور و مرور و رسيدن به سايت مسجد باز است و مابقي در تصرف برج ابريشم درآمده كه روي محوطه سه هزار ساله ساخته شده است.»

به گزارش CHN مسجد كبود يا گوي مسجد از آثار ابوالمظفر جهانشاه بن قرا يوسف از سلسله تركمانان قراقويونلو است كه در 870 هجري قمري به همت و نظارت جان بيگم خاتون، زن جهانشاه بن قرايوسف قره قويونلو، پايان يافته است.

گوي مسجد به شکل مجموعه اي از بناهاي مذهبي و عام المنفعه مثل مسجد، آرامگاه، کاروانسرا، حمام، بازار ساخته شد. ساخت اين مجموعه در اين مکان تصادفي نبود. در واقع تداوم قداست محلي است که از گذشته ها وجود داشته است. قبرستان گوي مسجد 9 متر پايين تر از سطح کنوني مسجد، محل تدفين انسان هايي بوده که از 3200 سال پيش در اينجا با آييني خاص به خاک سپرده شده اند.

اما در سال 1376 ساخت مجتمع تجاري ابريشم در حريم سايت مسجد كبود بيش از 80 درصد قبرستان تاريخي سه هزار ساله را نابود كرد.

حاجوي، مسئول سابق مرمت مسجد كبود با اشاره به اينكه بحث حفظ حريم در مورد مسجد كبود كاملا منتفي است، يادآور شد:« پاساژ و برج و ديگر سازه هاي غيرمجاز حاشيه مسجد كبود در حريم اثر ساخته نشده بلكه اينها كاملا در عرصه و بر روي محوطه باستاني ساخته شده و پايه بناهاي جديد بر روي قبرها اطراف مسجد گذاشته شده است.»
info@TuranNews.com

ادامه بازداشت فعالین مدنی آذربایجانی در زندان اردبیل

ساوالان سسی : ایلقار موذن زاده داستان نویس و از فعالان مدنی آذربایجانی که روز ۲۵ خرداد ۸۸ توسط نیروهای امنیتی در محل کارش دستگیر شده بود به بند عمومی زندان اردبیل منتقل شده است.
بر اساس اخبار رسیده این فعال آذربایجانی روز شنبه ۱۳ تیر ۸۸ از سلولهای انفرادی اداره اطلاعات به بند عمومی زندان اردبیل منتقل شده است.
همچنین علی فیضی فعال فرهنگی آذربایجانی در مشگین شهر(خیاو)که روز سه شنبه ۱۹خرداد ۸۸ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود پس از تحمل ۲۳ روز بازداشت موقت روز ۱۱ تیر ۸۸ به قید وثیقه از زندان آزاد شده است.
این در حالی است که آیدین ذاکری٬ منصور سیفی و فردین نوبخت سه تن دیگر از فعالین مدنی آذربایجانی در مشگین شهر که روز ۱۰ خرداد ۸۸ بازداشت شده بودند پس از گذشت بیش از یکماه از زمان بازداشت موقت همچنان در زندان اردبیل و در بازداشت به سر می برند.به گفته منابع محلی گمان می رود بازداشت این افراد در پی پخش اعلامیه هایی در خصوص حقوق ملی آذربایجانیها در مشگین شهر صورت گرفته است.با این حال مراجع قضایی هنوز به پرسشهای خانواده بازداشت شدگان در خصوص اتهام این افراد پاسخی نداده اند
info@TuranNews.com